محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

923

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و بعد از لمحهء از آتش بركرفته دارچينى زنجبيل دانه هيل جوزبوا بسباسه قرنفل زعفران از هريك قدرى قليل كه ذائقه را خوش آيد نرم كوفته بيخته داخل كنند و قرصها سازند و اكر خواهند شكننده شود آرد سوهان و آرد خالص ساده را شيره كشيده رقيق سازند و يا آرد ساده را شيره كشيده با شيرهء گندم سبز در پاتيل آهنى يا كفچهء آهنى و به وزن شيرهء كندم و شيرهء آرد شيرهء نبات يا شكر سفيد و روغن كاو تازه خوشبو و يا كاوميش خوشبو نيز به وزن آن داخل كرده بدستور طبخ نمايند و دايم كفچه ميزده باشد تا به ته پاتيل نچسبد و نسوزد و چون بسرحدّ انعقاد رسد فرود آورده ورق نموده و ادويه كوبيده و زعفران را با اندك مشك سوده ممزوج نموده بر تختهء پاكيزهء يا سينى تازه قلعى كرده ريخته پهن نمايند و بپزند و تناول نمايند حلواى سوهان بنسخهء ديكر صنعت آن آرد سوهان يك‌صد درم به وزن شاه آرد ميده يك‌صد و بيست و پنج درم به وزن شاه شكر سفيد يكمن و بيست و پنج درم به وزن شاه روغن كوسفند يكمن به وزن شاهدانه هيل هژده مثقال زنجبيل نه مثقال مغز پسته نيمن به وزن شاه دارچينى بيست و پنج درم سورنجان بوزيدان از هريك دو درم كنجد مقشّر شش درم پياز سفيد ده درم آرد ميده آرد نخود از هريك ده درم بروغن كاو بريان كرده آب پياز را كرفته در عسل مصفّى چهل درم مخلوط كرده در آرد روغن داخل كرده تا چون حلوا شود و شروع كند بپس دادن روغن ادويه را كوفته بيخته بان سرشته در ظرف چينى پهن كنند و به‌پزند حلواى ديكر صنعت آن آرد ميده بروغن كاو بريان كرده عسل مصفّى به آب زردك حل كرده به‌پزند تا چون ترحلوا شود مغز پسته مغز چلغوزه مغز نارجيل مغز حبّة الخضراء از هريك دو جزو شقاقل بهمن سرخ بهمن سفيد تخم زردك از هريك يك جزو اول مرتبه لبوب را نيم‌كوفته داخل كرده باتش ملايم به‌پزند تا حلوا شروع به پس دادن روغن نمايد باقى ادويه را كوفته بيخته داخل كرده در طبق چينى پهن نموده بطريق لوزيّات ببرند و نبات سفيد قدرى و مشك تبتى به قدر دو دانك كوفته بيخته بران پاشيده نكاه دارند [ حلواى شكرپاره مولد خون متين و مليّن سينه ] حلواى شكرپاره مولد خون متين و مليّن سينه و موافق سودائى كه از بلغم متكوّن شده باشد و مسمن بدن و مضرّ جكر حار است صنعت آن آرد بسيار نرم را با روغن باتش بريان نموده و در ظرفى كنند تا سرد كردد و بايد كه روغن بسيار نباشد كه از آن جارى كردد بلكه آن مقدار باشد كه در آن منجذب كردد و كم هم نباشد كه بسوزد پس شكر صافى را صاف كرده بقوام اورند بحدّى كه منعقد كردد پس سفيدهء تخم مرغ بران زنند اندك‌اندك و تير ميزده باشند تا خوب سفيد كردد پس آرد بريان نموده را بان ممزوج نمايند و بر سينى نقره يا مس تازه قلعى كرده يا تخته پهن نموده با قاشق شكر پاره برى بريده بكذارند تا سرد شود و بايد كه وزن شكر دو چند آرد و روغن ثلث يا نصف باشد حلوا كه تسمين بدن كند صنعت آن سويق كندم شصت درم به‌پزند و با روغن بادام بريان نمايند و قند به قدر حاجت و كهربا بهمن سفيد مغاث بغدادى زرنباد جوز جندم تخم خشخاش سفيد از هريك هفت درم نرم كوفته با روغن پسته يا بادام يا مسكهء كاو اندكى بريان نموده بدان ممزوج كرده سه درم زعفران با كلاب سوده اضافه كرده به قدر حاجت تناول نمايند حلواى ديكر كه در تسمين بدن بسيار قوى الاثر است صنعت آن آرد برنج شكر سفيد فانيذ از هريك يكمن آرد باقلا آرد نخود آرد كندم از هريك ده استار عسل منزوع الرغوه دو من با روغن پسته يا بادام يا مسكهء كاو يا شيرج بريان نموده شكر و عسل و فانيذ را با كلاب يا آب باران آهن تاب و طلاتاب و نقره‌تاب كداخته صاف نموده داخل نمايند و حلوا پزند و در اخر زعفران ده درم در كلاب سوده اضافه نمايند تودريين تخم خشخاش سفيد از هريك پنج درم حبّ المحلب زنجبيل قرفه دارچينى شقاقل كثير از هريك سه درم حب السّمنه بوزيدان جوزجندم مغز حبّ القلقل از هريك يك درم مغز بادام يكمن مغز فندق مغز نارجيل مغز پسته از هريك نيم اثار داخل نموده برهم زنند و هر روز پنج درم از آن بخورند و بعد از آن باندك فاصله بحمّام روند حلواى ديكر كه همين منفعت بخشد صنعت آن بكيرند دو صد دانه عناب مويز دانه بيرون آورده بعدد آن و هر دو را در آب به‌پزند پختنى نيكو و بمالند و صاف كنند پس به‌پزند تا غليظ كردد مغز تخم خيار و مغز بادام مغز تخم كدو تخم خشخاش سفيد صمغ عربى از هريك قدرى كوفته داخل كرده روغن بنفشه پيه ماكيان فربه كداخته بران ريزند و برهم زنند و بريان نمايند پس قدرى كلاب بران بپاشند و برهم زنند تا روغن را پس فرود آورده روغن را جدا نمايند و حلوا را جدا و روغن را بر بدن بمالند و حلوا را به قدر برداشت طبيعت تناول نمايند حلوا شونيز مقوى دماغ و اعصاب باشد و باه بيفزايد صنعت آن شونيز شكر عسل مصفّى روغن از هريك چهل و هشت مثقال تخم مرغ ده عدد دارچينى سه مثقال بدستور حلوا سازند و ايّام زمستان به قدر شش مثقال بخورند [ حلواى تره تيزك در ازدياد منى و تهيج باه و تقويت كلّ اعضا نظير ندارد ] حلواى تره تيزك در ازدياد منى و تهيج باه و تقويت كلّ اعضا نظير ندارد و فربهى اورد و اين از مصنوعات اهل هند است صنعت آن صمغ برشته كه قابل سحق باشد يك سير تخم تره تيزك يك سير زنجبيل تر پوست كنده دو صد مثقال شكر روغن از هريك چهار صد مثقال اول شكر را شيره كنند و صمغ و زنجبيل پوست كنده را كوفته با تخم تره تيزك در شيره بريزند و روغن كاو تازه بالاى آن ريزند و آن قدر بپزند كه در وقت بريان كردن روغن جذب شده را شروع كند بپس دادن پس قدرى زعفران و عنبر با كلاب سائيده اضافه كنند و فرود اورند شربتى از سه مثقال تا پنج مثقال و اكر زنجبيل تر يافت نشود زنجبيل خشك دو مثقال داخل كنند و ناشتا بخورند [ حلواى پوست بيرون پسته مقوى دل و معده و كبد و دماغست ] حلواى پوست بيرون پسته مقوى دل و معده و كبد و دماغست و مبرود المزاج و امراض باردهء مزمنه را مفيد صنعت آن مثل صنعت حلواى پوست سفيد اترج است كه در آب خالص شيرين دو سه جوشى داده آن آب را بريزند پس آب شيرين تازه بران كرده طبخ نمايند تا مهرا شود از پشت كفچه بسيار نرم نموده شيرهء نبات به قدر كفاف داخل كرده برهم زنند تا بقوام آيد زعفران و يك دانك مشك بكلاب سوده اضافه نمايند و برهم زنند و چون رطوبت كلاب منجذب شده فرود آورده تناول نمايند به قدر ضرور و اكر قليلى بسباسه يا جوزبوا و دانه هيل كوفته نيز اضافه نمايند بد نيست حلواى پوست زرد كونله مقوى قلب و معده و كبد و دماغ و كاسر رياح است صنعت آن نيز مانند صنعت حلواى پوست زرد اترج است و زعفران بكلاب سوده در اخر داخل نمايند و اكر براى زيادتى رايحه قدرى مشك خالص با كلاب نيز بسايند و براى زيادتى تقويت اكر قدرى جوزبوا و بسباسه و دانه هيل نرم كوفته اضافه نمايند بد نيست و صنعت حلواى پوست زرد نارنج نيز بدين قسم است حلواى ديكر بدن را فربه كند و قوت مجامعت را يارى دهد صنعت آن مغز فندق مغز بادام مقشر مغز كنجد مقشر تخم شاهدانه نخود بريان از هريك دو صد مثقال چلغوزه نود و شش مثقال خرما قصب چهار صد مثقال مجموعه را كوفته و بيخته هر صباح كفى ميل نمايند